خسته ام...
خسته
ام از تظاهر به ایستادگی
از پنهان کردن زخم هایم
زور که نیست !
دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم
با لبخندی مسخره وانمود کنم
همه چیز رو به راه است ....!
اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم
میخواهم لج کنم ،
با خودم ،
با تو ،
با همه ی دنیا ...!
چقدر بگویم فردا روز دیگریست
و امروز بیاید و مثل هر روز باشی ....؟؟!
میخواهم بکشم کنار !
از تو ...
از خودم .....
از همه ی زندگی ...
♥(( خــــــــدا.. )) تنهــــا ســه حـــــــرف دارد..♥